تبلیغات
شاهزاده ی آسمانی
جمعه 25 بهمن 1387

ولنتاین

   نوشته شده توسط: شاهزاده ی آسمانی    

روز ولنتاین روز عشاق پیشاپیش مبارک

ببین یادت باشه ولنتاین امسال یه جایی گوشه ی قلبت برا من نگه داری! دوستت دارم خیلی خیلی خیلی زیاد!
-------------------------------------------------------------------------------
امروز رفته بودم دفتر خدمات پستی، یه کارتن از عشقم رو برات پست پیشتاز کردم که روز ولنتاین به دستت برسه!
------------------------------------------------------------------------------
امروز روزیه که دوس دارم بدونی، تو عزیزترین چیزی هستی که من دارم! ولنتاین مبارک!
-------------------------------------------------------------------------------
SMS تمامهای دنیا نمی تونن بگن چقدر دلم برات تنگ شده، امیدوارم تمام ولنتاین های زندگیمون رو با هم باشیم


جمعه 25 بهمن 1387

روز عشق: سپندارمزگان نه ولنتاین

   نوشته شده توسط: شاهزاده ی آسمانی    

روز 26 بهمن (Valentine) در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با روز 29 بهمن که "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند.
ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریكاییها هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی كه این روزها مردم كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.

"اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران،

بی اینكه ریشه در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست كه دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش كرده اند!

***

برای اینكه ملتی در تفكر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی كه در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، كسانی هستند كه توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی كنند و حیات خود را تا ارتفاع یك افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یك ملت و تعداد سربازانی كه در جنگ كشته شده اند نیست؛ بلكه ارزشی است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.


یه چیزم خودم اضافه کنم: یادتون باشه که ولنتاین یه مناسبت دینی برای مسیحیاست. تو آمریکا بهش میگن Hallmark holiday که این Hallmark یه شرکتیه که کارت پستال تولید می کنه. منظور این که جنبه تجاریم داره برای اینا. جشن گرفتن ولنتاین اِند غرب زدگیه که هیچ، اضافه به اون چه طرفدار دین باشید چه طرفدار فرهنگ پارسی باید از جشن گرفتنش جلوگیری کنید. مخصوصا که سپندار مذگان فقط سه روز دیر تره و هنوز چیزای ولنتاین و میفروشن!!!

پس چه تو ایران زندگی می کنید چه جای دیگه، جون اون کسی که تو این روز دوسش دارین فقط سه روز بیشتر صبر کنید و روز عاشقا رو ایرونی جشن بگیرید!


چهارشنبه 10 مهر 1387

عید فطر

   نوشته شده توسط: شاهزاده ی آسمانی    نوع مطلب :عمومی ،


چهارشنبه 10 مهر 1387

عید سعید فطر مبارک

   نوشته شده توسط: شاهزاده ی آسمانی    نوع مطلب :عمومی ،

مهربان پروردگار! به پاسداشت مهرورزی تو، روزه گرفتیم و اكنون به نماز فطرت، پاك میرویم و در آبی رحمتت روح و جان می شوییم و تن پوش آمرزش بر تن می نماییم. در این لحظه های سبز استجابت، شاخه های نخل آرزو را در دست می گیریم و ظهور موعود آخرین را از تو میخواهیم.

مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می ‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیرالمؤمنین، حضرت على (علیه السلام) در یكى از اعیاد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده ‏اند كه:

 اى مردم! این روز شما روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش می ‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مأیوس و ناامید می ‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن، به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برین، اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده می‏شود این است كه فرشته ‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا میدهند و میگویند:

«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند و نیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، برآوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمی‏برند.» 

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده ‏اند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار می ‏نامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع می‏شود، انسان افطار می كند یعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده می ‏شود.

 

 

 


سه شنبه 4 تیر 1387

با ورود تو به قلب شکسته

   نوشته شده توسط: شاهزاده ی آسمانی    نوع مطلب :عشق ،

 

با ورود تو به قلب شکسته من زندگی برایم رنگی دیگر شد....
تو همان دوای درد بی درمان من بودی..تو همان فرشته نجات من بودی..
تصویر عشق را بر روی دفتر زندگی همانند چهره تو ترسیم کردم چون تو
همان عشق بودی
عشق با تمام معانی و درک و احساس و زیبایی آن....!!
تمام زیبایی های عشق در چهره و وجود تو خلاصه می شود...
عشقی که عاری از هر گونه گرد و غصه و جدایی است...
تصویر تو کشیدنی نیست حتی برای تجسم آن هم باید به رویاها سفر کرد...
آن قدر زیبایی که نمی توان تصویری از تو بر روی صفحه زندگی کشید...
با ورود تو به قلبم و امیدی که به من دادی دنیا برایم رنگ عشق شد...
و تجسم تصویر تو تنها با رنگ عشق در ذهنم کشیده شد...
به هیچ نویسنده و قصه گویی اجازه نمی دهم که از چهره زیبای تو
سخن یا قصه ای بگویند...
چون دوست ندارم تو تبدیل به قصه های بی فرجام شوی...
دوست ندارم تو تبدیل به خاطره شوی چون همه خاطره ها روزی
خواهند سوخت....
اجازه نمی دهم هیچ نقاشی چهره تو را ترسیم کند..چون چهره تو
آن قدر زیباست که هیچ نقاشی نمی تواند ان را ترسیم کند

            

          


سه شنبه 4 تیر 1387

آی آدما قلب همو نشکنین

   نوشته شده توسط: شاهزاده ی آسمانی    نوع مطلب :عشق ،

برای شکستن دل یه لحظه وقت کافیه

اما برای اینکه از دلش در بیاری شاید هیج وقت فرصت پیدا نکنی

 می شه بعضی هارو مثل اشک از  چشمات بندازی

اما نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها از چشمات جاری میشه...

همیشه غمگین ترین و رنج آورترین لحظات زندگی آدم توسط
همون کسی ساخته می شه که 

شیرین ترین و به یاد موندنی ترین 

لحظات رو برای آدم ساخته...

                  



دوشنبه 3 تیر 1387

عشق

   نوشته شده توسط: شاهزاده ی آسمانی    نوع مطلب :عشق ،

I Love you Dearly

 

 

Get up my love

 

Give me your hand

 

We must leave here

 

here is not my place

 

Our love has not any bound

 

 


دوشنبه 3 تیر 1387

امپراطور افشین قطبی

   نوشته شده توسط: شاهزاده ی آسمانی    نوع مطلب :عمومی ،

 

 

دیدی افشین؟ ما صد و بیست هزار نفر را دیدی كه سی دقیقه انتهای بازی را دوشادوش هم ایستادیم و تو را تشویق كردیم؟ صدایمان را وقتی از صمیم قلب نام تو را با لقب امپراطور تركیب می كردیم شنیدی؟ فریاد های شادیمان را وقتی نود و پنج دقیقه و پنجاه و پنج ثانیه از بازی گذشته بود شنیدی؟ قدرت عشقمان را دیدی؟ تو هم دیدی معجزه را افشین؟

روزهایی كه برای رسیدن به اوج این عشق می جنگیدیم را یادت هست؟ خاطرت هست كه همیشه به تیمت لقب شیر می دادی و می گفتی كه بچه هایت قلب شیر را به نمایش می گذارند؟ این تو بودی كه ما را عاشق كردی. بزرگی تو، كلام دلنشین تو، اظهار نظر های زیبایت حتی بعد از بازی هایی كه می باختی بود كه ما را عاشق تو كرد. امیدواری تو بود كه ما را در روز هایی كه داشتیم نا امید می شدیم عاشق نگه داشت. همه این عشق را تو به ما هدیه دادی و حالا ما همان عشاقی هستیم كه تو همیشه در آرزویش بودی. ما همان عشاقی هستیم كه تو سی سال خارج از میهن عزیز به دنبالمان می گشتی و اكنون در سرزمین مادری پیدایمان كرده ای و تو همان معشوقی هستی كه ما سالهاست گمش كرده بودیم و دلمان برایش تنگ بود و چشم هایمان منتظر.

ما قلب شیر را نشان دادیم، حالا نوبت توست كه قلب شیرت را نشانمان بدهی. نوبت توست كه از اینهمه عشقی كه به تو داریم نترسی و گمان نكنی كه آتش سوزان عشقمان نابود كننده است. نترس افشین، درك می كنم كه شاید خودت هم باورت نمی شد كه این عشق اینقدر پر حرارت باشد. اضظرابت را هم درك می كنم. شاید تو هم مثل معشوق من گمان می كنی نمی توانی از پس این همه عشق بر بیایی، ولی افشین جان بدان كه این عشق هرچقدر هم كه بزرگ باشد زاده ایمان و عشقی هست كه تو نثارمان كردی و این خود تو هستی كه مولد آن بودی، برای همین به تو قول می دهم، این عشق همه ما را به اوج می رساند و هیچ كداممان كم نمی آوریم.

افشین درك می كنم كه گاهی در خلوت خودت بگویی: نكند این مردم عاشق من نباشند؟ نكند كه دارند دروغ می گویند؟ نكند كه همه بازیگر باشند و نقش بازی كنند؟ اگر تو هم مثل معشوق من، من و این چند میلیون انسانی كه عاشق تو هستند را بازیگر بخوانی، جوابی برایت نخواهم داشت ولی از تو می خواهم در همان خلوتی كه هستی و به این چیزهای نا امید كننده می اندیشی، لحظه ای چشم هایت را روی هم بگذاری و به صدای قلبت گوش كنی. از قلب پاكت بپرس كه آیا ما دروغ گو و بازیگر هستیم یا اینكه واقعا عاشقانه تو را دوست داریم. هر جوابی كه قلبت به تو داد مطمئن باش كه درست است و هر ندایی كه از عشقت به گوش برسد برای ما هم محترم است. اگر قلبت به تو گفت كه ما بازیگریم و عشق ما تنها یك نمایش هنرمندانه است می توانی ما را ترك كنی، و اگر هم قلبت گواهی داد كه ما عشاق راستین تو هستیم پیش ما بمان و تركمان نكن و این داغ فراق را افزون از پیش نكن. عشق ما معجزه كرده و اكنون قهرمان لیگ برتر فوتبال ایران هستیم، بمان و معجزه را با قهرمانی در آسیا تكمیل كن، بمان و تماشا كن كه عشق ما در جام باشگاه های جهان چه غوغایی می تواند به پا كند. از ما و عشق ما مگریز، شجاع باش و قلب شیر را به ما نشان بده، تو بمان با من تنها تو بمان… 


تعداد کل صفحات: 15 1 2 3 4 5 6 7 ...